Sociological Explanation of Social Consensus Among Students with Emphasis on Policy Approaches

پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه‌شناختی سطح وفاق اجتماعی در میان دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم منطقه خلخال و ارائه رویکردهای سیاستی برای ارتقای آن انجام شده است. در این مطالعه، از چارچوب‌های نظری سرمایه اجتماعی بوردیو، پاتنام و کلمن، نظریه وفاق اجتماعی پارک و چلبی و همچنین نظریه تضاد اجتماعی بلاو بهره گرفته شده است. روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر پیمایش بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان متوسطه دوم منطقه خلخال است. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 356 نفر تعیین گردید و نمونه‌ها به شیوه طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که میزان وفاق اجتماعی در میان دانش‌آموزان بالاتر از سطح متوسط قرار دارد. همچنین، رابطه‌ای معنادار و مثبت بین وفاق اجتماعی با متغیرهای شیوه جامعه‌پذیری، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی مشاهده شد، در حالی‌که متغیر احساس محرومیت نسبی رابطه‌ای معکوس و معنادار با وفاق اجتماعی داشت. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که احساس محرومیت نسبی بیشترین قدرت تبیین‌کنندگی را در پیش‌بینی میزان وفاق اجتماعی دارد. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که کاهش احساس محرومیت نسبی، تقویت اعتماد و مشارکت اجتماعی و نیز بهبود شیوه‌های جامعه‌پذیری می‌تواند در ارتقای وفاق اجتماعی دانش‌آموزان نقشی مؤثر ایفا نماید .

Authors

Institutions

Publication Details

Journal
Sociological Researches Quarterly فصلنامه پژوهش های جامعه شناختی
Published
2025-10-03
DOI
https://doi.org/10.71854/soc-2026.1219927
Primary Topic
Social Representations and Identity
Type
article
Field-Weighted Citation Impact
0.00
Controls
|||
ALL TIME
JAN
FEB
MAR
APR
MAY
JUN
JUL
AUG
SEP
OCT
article

Sociological Explanation of Social Consensus Among Students with Emphasis on Policy Approaches

zahra saboori kazaj, PARVIZ SABOORI
Sociological Researches Quarterly فصلنامه پژوهش های جامعه شناختی
Social Representations and Identity
article

Sociological Explanation of Social Consensus Among Students with Emphasis on Policy Approaches

zahra saboori kazaj, PARVIZ SABOORI
article en

Abstract

پژوهش حاضر با هدف تبیین جامعه‌شناختی سطح وفاق اجتماعی در میان دانش‌آموزان دوره متوسطه دوم منطقه خلخال و ارائه رویکردهای سیاستی برای ارتقای آن انجام شده است. در این مطالعه، از چارچوب‌های نظری سرمایه اجتماعی بوردیو، پاتنام و کلمن، نظریه وفاق اجتماعی پارک و چلبی و همچنین نظریه تضاد اجتماعی بلاو بهره گرفته شده است. روش تحقیق از نوع کمی و مبتنی بر پیمایش بوده و جامعه آماری شامل کلیه دانش‌آموزان متوسطه دوم منطقه خلخال است. بر اساس فرمول کوکران، حجم نمونه 356 نفر تعیین گردید و نمونه‌ها به شیوه طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفت و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که میزان وفاق اجتماعی در میان دانش‌آموزان بالاتر از سطح متوسط قرار دارد. همچنین، رابطه‌ای معنادار و مثبت بین وفاق اجتماعی با متغیرهای شیوه جامعه‌پذیری، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی مشاهده شد، در حالی‌که متغیر احساس محرومیت نسبی رابطه‌ای معکوس و معنادار با وفاق اجتماعی داشت. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که احساس محرومیت نسبی بیشترین قدرت تبیین‌کنندگی را در پیش‌بینی میزان وفاق اجتماعی دارد. بر این اساس می‌توان نتیجه گرفت که کاهش احساس محرومیت نسبی، تقویت اعتماد و مشارکت اجتماعی و نیز بهبود شیوه‌های جامعه‌پذیری می‌تواند در ارتقای وفاق اجتماعی دانش‌آموزان نقشی مؤثر ایفا نماید .

Sociological Researches Quarterly فصلنامه پژوهش های جامعه شناختی
Universal Scientific Education and Research Network (IR), Children's Specialized Hospital (US)
Openalex Percentile: Top 19%
Social Representations and Identity
AI Navigator

Ask Laika to Summarize, Analyze, and Connect papers live on the map.

Summarize Papers & Methodologies

Extract key findings, datasets, and comparative methods across publications.

Benchmark Rankings & Visual Analytics

Rank top research institutions, authors, funders, topics, and journals by Field-Weighted Citation Impact (FWCI) and paper volume with instant charts.

Connect Distant Disciplines

Bridge topological clusters on the map to find hidden collaborative intersections.