A comparative perspective on the foreign policy approaches of George W. Bush (2001-2009) and Donald Trump, with emphasis on the role of two think tanks: American Enterprise and the Heritage Foundation.
تطور سیاست خارجی امریکا در دوران حاکمیت جمهوری خواهان را نمی توان بر اساس چارچوبی واحد در تعامل و یا تقابل در نظام بین الملل تفسیر نمود. در دوران ریاست جمهوری جورج بوش و به دلیل نفوذ نومحافظهکاران در ساختار تصمیمگیری ایالات متحده و نقش فعالانه اندیشکده امریکن اینترپرایز سیاست خارجی در ابتدا و پیش از همه با تاکید بر رویکرد جهانگرایی به حفظ موازنه قوا از طریق افزایش قدرت نظامی کشور و جلوگیری از قدرت گیری دیگر رقبا نظر داشته و در این زمینه اقتدار اخلاقی آمریکا، اغلب زور را ابزار اصلی برای تحقق نتایج بینالمللی میداند. اما در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ وی با نظر به اندیشه نوانزواگرایی بنیاد سیاست خارجی خود را سوای از رویکرد سنتی نومحافظهکاران در این کشورتعریف کرده و به دنبال جداسازی تحولات سیاسی جهانی خارج از مرزهای سرزمینی و به حداقل رساندن مشارکت در امور سیاسی بینالمللی است و اعتقاد دارد وابستگی متقابل نیازمند تعهدات سیاسی و نظامی بوده و در شرایط حاضر نمی تواند منافع حیاتی امریکا را تامین نماید. لذا این مقاله با بررسی نگاه هر دو اندیشه در مقام پاسخگویی به این پرسش است که چه تشابه و تضادی بین دو رویکرد جهانگرایی توسعهطلب نومحافظهکاران و رویکرد نوانزواگرایی وجود دارد؟ این مقاله در قالب روش توصیفی تحلیل نگاشته شده است و تلاش دارد تا با استفاده از روش تحلیل گفتمان این دو رویکرد را مورد بررسی قرار دهد.
Authors
- سید محمد کاظم سجادپور
- Mahdi Poureslami
- حسن خداوردی
Publication Details
- Journal
- فصلنامه علمی مطالعات روابط بین الملل
- Published
- 2025-04-25
- DOI
- https://doi.org/10.71490/prb.2026.1204947
- Primary Topic
- Globalization and political ideologies
- Type
- article
- Field-Weighted Citation Impact
- 0.00