The Flow of Life in Sohrab Sepehri's Poetry
سهراب سپهری در شعر خود که سرشار از زندگی و عشق به آن است بی قید و شرط سخن میگوید چرا که طرفدار ادبیات متعهد و هنر برای اهداف فکری نیست بلکه پیرو نظریه هنر برای هنر است و زندگی را برای چیزی دیگر نمیخواهد بلکه ارزش ذاتی برای زندگی قائل است. در این مقاله، روش پژوهش از نوع کیفی و مطالعه کتابخانهای بر مبنای تحلیل محتواست. جریانشناسی شعر سپهری را با ترازوی دغدغه وجودی اگزیستانسیالیستی او بررسی و از زاویه خواننده محوری که اصالت را به تفسیر خواننده از متن میدهد نشان میدهد که او در شعر خود از تجربه و درک خود سخن نمیگوید بلکه خواننده را با زندگی مواجه میسازد و با خود همراه مینماید تا در کوچههای معنوی گام بردارد و خود با پدیدههای زندگی به طور ملموس زندگی کند. نمونههایی از این مواجهه با آفتاب و درخت که گرما و رویش زندگی در شعر اوست برای نمونه آورده و نشان داده میشود که شاعر از این جلوههای زیبای زندگی راه به سوی جاودانگی و معنویت میبرد و طعم عرفان را به خواننده میچشاند.
Authors
- Hosein Arian
- Nozhat Noohi
- hasan ahmadi
Institutions
- Arianespace (France) (FR)
Publication Details
- Published
- 2025-03-16
- DOI
- https://doi.org/10.71638/farsij.2025.1202218
- Primary Topic
- Postcolonial and Cultural Literary Studies
- Type
- article
- Field-Weighted Citation Impact
- 0.00