Analysis of the Perception of Death in the Tales of One Thousand and One Nights
مرگ، بهعنوان کهنترین نگرانی انسان، در متون ادبی بازتاب فراوان داشته است. هزارویکشب نیز یکی از برجستهترین آثاری است که مرگ را در اَشکال و جنبههای گوناگون به تصویر میکشد. پژوهش حاضر با بررسی ساختار روایی این کتاب و مفاهیم وابسته به مرگ در حکایات آن، نشان میدهد که این پدیده، نهتنها یک واقعیت زیستی و طبیعی، بلکه عاملی در جهت پیشبرد روایت و شکلگیری تعلیق در داستان است. مرگ در این مجموعه در قالبهایی چون مرگ طبیعی، قتل و کشتار، مرگ فراطبیعی، مرگ عاشقانه و مرگ آیینی ظاهر میشود و نشاندهندۀ جلوههایی از باور اجتماعی، مذهبی و اسطورهای جوامع شرقی است که با عوامل فراطبیعی و جادویی درآمیختهاست. هرچند شهرزاد با روایتپردازی از مرگ میگریزد و چرخۀ کشتار را به ابزاری برای ادامۀ زندگی و استمرار داستان تبدیل میکند، اما در حکایات با شخصیتهایی مواجه میشویم که مرگ را عاشقانه میپذیرند و آگاهانه به استقبال آن میروند. مرگ در هزارویکشب، نهتنها سرنوشتی تلخ و گریزناپذیر، بلکه مفهومی چندلایه و ابزاری برای بازنمایی و نمایش عشق، قدرت، تقدیر، سرنوشت، مکر، حیله، برقراری عدالت و مسیری برای رهایی و تعالی است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی با تکیه بر ترجمۀ هزارویکشب از مرعشیپور، خوانش تمام حکایات و بررسی اَشکال و شیوههای گوناگون مرگ، تصویری روشن، عمیق و تحلیلی از ترس، امید، کنش و واکنشهای انسانی در مواجهه با فناپذیری ارائه میدهد.
Institutions
- Islamic Azad University of Najafabad (IR)
Publication Details
- Journal
- Journal of Language and Literature Studies
- Published
- 2025-04-17
- DOI
- https://doi.org/10.71594/lyriclit.2025.1204239
- Primary Topic
- Grief, Bereavement, and Mental Health
- Type
- article
- Field-Weighted Citation Impact
- 0.00