Deconstruction as a Barren epistemology in Jacques Derrida

مواضع معرفت‌شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره‌گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت‌شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت‎شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت‌شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می‌شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی‌توانم" دیگری ختم می‌شود؛ به این معنا که ما "نمی‎توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم‌گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می‌کند که دال‌ها و مدلول‌ها به آنچه نیستند وابسته‌اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه‌ای بی‌ثبات می‌کند که مانع از خروج ما از بازی بی‌پایان دال‌ها می‌شود و معرفت‌شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می‌کند. دردریدا بی‌اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی‌گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت‎شناسی را در ورطه پوچ‌گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.

Institutions

Publication Details

Journal
The Epistemological  Research پژوهش‌های معرفت‌شناختی
Published
2025-07-30
DOI
https://doi.org/10.82550/ber.2025.1213532
Primary Topic
Philosophy, Ethics, and Existentialism
Type
article
Field-Weighted Citation Impact
0.00
Controls
|||
ALL TIME
JAN
FEB
MAR
APR
MAY
JUN
JUL
AUG
SEP
OCT
article

Deconstruction as a Barren epistemology in Jacques Derrida

The Epistemological  Research پژوهش‌های معرفت‌شناختی
Philosophy, Ethics, and Existentialism
article

Deconstruction as a Barren epistemology in Jacques Derrida

article en

Abstract

مواضع معرفت‌شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره‌گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت‌شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت‎شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت‌شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می‌شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی‌توانم" دیگری ختم می‌شود؛ به این معنا که ما "نمی‎توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم‌گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می‌کند که دال‌ها و مدلول‌ها به آنچه نیستند وابسته‌اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه‌ای بی‌ثبات می‌کند که مانع از خروج ما از بازی بی‌پایان دال‌ها می‌شود و معرفت‌شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می‌کند. دردریدا بی‌اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی‌گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت‎شناسی را در ورطه پوچ‌گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.

The Epistemological  Research پژوهش‌های معرفت‌شناختی
Malayer University (IR)
Reduced inequalities
Openalex Percentile: Top 30%
Philosophy, Ethics, and Existentialism
AI Navigator

Ask Laika to Summarize, Analyze, and Connect papers live on the map.

Summarize Papers & Methodologies

Extract key findings, datasets, and comparative methods across publications.

Benchmark Rankings & Visual Analytics

Rank top research institutions, authors, funders, topics, and journals by Field-Weighted Citation Impact (FWCI) and paper volume with instant charts.

Connect Distant Disciplines

Bridge topological clusters on the map to find hidden collaborative intersections.